خرید بک لینک

درباره سایت

شعرباز

آخرین مطالب

امکانات وب

شعرباز شعر باز جایی برای بازخوانی شعرها خوش آمدی به دیارت، سلام همشهری / سلام و دست مریزاد افتخارِ وطن سید حمیدرضا برقعی به امیر سرلشکر شهید سیدعبدالرحیم موسویخوش آمدی به دیارت، سلام همشهریسلام و دست مریزاد افتخارِ وطنرواست اینکه به توصیفت اینچنین گوییمکه بی قرار وطن بود و برقرار وطنکدام روضه تورا قطره قطره‌ آتش زدکه مثل روضهء اکبر، به موطن آمده ایقصیدهء تن تو بیت بیت، ناخوانده استبه شاعرانه ترین شکل ممکن آمده ایهمینکه آمدی و زنده گشت خاطره هاتگریستیم برآن خنده های مردمی اتاگ

برچسب: نویسنده: ابوالفضل احمدی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 1:50

شعرباز شعر باز جایی برای بازخوانی شعرها آه، ای شهر دوست داشتنی / کوچه پس کوچه های عطرآگین سید حمید رضا برقعی آه، ای شهر دوست داشتنیکوچه پس کوچه های عطرآگینای مرور تمام خاطره هاتچون دهین ابوعلی شیرین*.شهر آغشته با حرارت بادفصل خرماپزان پیوستهکوشش پنکه های بی تاثیرفُندق سالخوردهء خسته.سرخوشی های بی حدم می زدپرسه در کوچه های بی هدفیدعوتم کرد سمت طعم بهشتناگهان عطر قیمهء نجفی...._سیدی! گم شدم... حرم... مولا...از کجا می شود به او برگشت؟عربی گفت و من نفهمیدمباید از شارع الرسول گذشت

برچسب: نویسنده: ابوالفضل احمدی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 1:50

شعرباز شعر باز جایی برای بازخوانی شعرها خم نخواهد کرد حتی بر بلند دار سر / هرکسی بالا کند با نیت دیدار سر محمد زارعی خم نخواهد کرد حتی بر بلند دار سرهرکسی بالا کند با نیت دیدار سرهر زمان یک جور باید عشق را ابراز کردچون تو که هر بار دل می‌دادی و این بار سرعشق! آری عشق وقتی سر بگیرد، می‌رودبر سر دروازه‌ها سر، بر سر بازار سرای شکوه ایستا! نگذار بر دیوار دستتا جهان نگذارد از دست تو بر دیوار سرکاشف‌الاسرار می‌خواهد گره‌گیسوی عشقخوش به هم پیچیده است این رشتۀ بسیار سرلیلةالقدر است ا

برچسب: نویسنده: ابوالفضل احمدی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 1:50

شعرباز شعر باز جایی برای بازخوانی شعرها گر عقل پشت حرف دل اما نمی گذاشت تردید پا به خلوت دنیا نمی گذاشت ​​​​​​​فاضل نظری گر عقل پشت * حرف دل اما نمی گذاشتتردید پا به خلوت دنیا نمی گذاشتاز خیر هست و نیست دنیا به شوق دوستمی شد گذشت، وسوسه اما نمی گذاشتاینقدر اگر معطل پرسش نمی شدمشاید قطار عشق مرا جا نمی گذاشتدنیا مرا فروخت، ولی کاش دست کمچون بردگان مرا به تماشا نمی گذاشتشاید اگر تو نیز به دریا نمی زدیهرگز به این جزیره کسی پا نمی گذاشتگر عقل در جدال جنون مرد جنگ بودما را در این

برچسب: نویسنده: ابوالفضل احمدی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 1:50

شعرباز شعر باز جایی برای بازخوانی شعرها ژاژ میخایم و از خایش خود دلشادم / شعر میخایم و از هر دو جهان آزادم صابر قدیمی ژاژ میخایم و از خایش خود دلشادمشعر میخایم و از هر دو جهان آزادمادعا داشته ام شعر من آدمساز استتا به حدی که ردیف غزلم شد آدمدفتر زندگیام پر شده از گاف دریغ چه کنم حرف دگر یاد نداد استادممن تو را دیدم و خشکیدم و هی نالیدمرفت تا عرش خدا ناله ی او مای گادمای که از کوچه ی ما میگذری دقت کن زلف بر باد نده تا ندهی بر بادمگشت در کوچه ی ما هشت ون گشت مقیمگشت میگشت پی من

برچسب: نویسنده: ابوالفضل احمدی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 1:50

شعرباز شعر باز جایی برای بازخوانی شعرها تو مرد شهری اما / ما دختر دهاتم - ریحانه طاهری تو مرد شهری اما ما دختر دهاتم تو بی خیالی اماما کوه مشکلاتم نجیب و مهربونی شبیه بهار شیرازصدا دشتی بم ما عاشق صداتم اومده بودی اینجا کار جهادی کنینگام به چشمت افتاد اسیر اون نگاتم یه روز خسته بودی چفیه بسته بودی ندیده بودی من رو دنبال رد پاتم نشستی و یه لیوان آب خنک آوردم گفتم بفرما آقا !ما همساده فراتم سرت بالا نکردیاصن نگام نکردییوسف شهرتونی حیرون این حیاتمدهات ما خاکیهاما دلت سنگیه گناه

برچسب: نویسنده: ابوالفضل احمدی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 1:50

شعرباز شعر باز جایی برای بازخوانی شعرها من از تمام دختران شهر سربودم / افسوس از بازی دنیا بی خبر بودم - مائده هاشمی من از تمام دختران شهر سربودمافسوس از بازی دنیا بی خبر بودماز عکس هایی که به دیوار اتاقت بودهرچندزیباتر نبودم،ساده تر بودمهرجا کم آوردی کنارت بیشتر ماندمبا این که زن بودم ولی مرد خطر بودمهرجا به خاکی میزذی از آن همه همراهتنها یکی می ماند من آن یک نفر بودمهرجا یکی کم بود کاسه کوزه هایت راروی سر او بشکنی آن دور و بر بودماز دور میفهمم چه حالی،شادی یا غمگیناما تو چه؟

برچسب: نویسنده: ابوالفضل احمدی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 1:50

شعرباز شعر باز جایی برای بازخوانی شعرها من از تمام مردهای شهر سر بودم / ثروت ندارم شاید اما مردتر بودم - ناشناس من از تمام مردهای شهر سر بودم ثروت ندارم شاید اما مردتر بودم هی با خودم می‌گفتم او هم دوستم دارد با اینکه از بازی دنیا باخبر بودم از چشم من زیباترین دختر در این شهری از چشم تو ناکافی‌ام ، تنها ضرر بودم در فکر تو آنقدر طی کردم خیابان را که آشنا با افسران راهور بودم ماشین نبود اما کنارت راه ‌می‌رفتم شرمنده بودم خسته بودی بد سفر بودمغر می‌زدی من در جوابت چشم می‌گفتم با

برچسب: نویسنده: ابوالفضل احمدی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 1:50

شعرباز شعر باز جایی برای بازخوانی شعرها چند بالش که چید دور و برش، تختخوابش شبیه سنگر شد - مائده هاشمی چند بالش که چید دور و برش، تختخوابش شبیه سنگر شددور این سنگر از عروسک‌هاش، آن‌قَدَر چید تا که لشگر شد چند خمپاره با مداد سیاه، چند موشک هم از مقوا ساختخواست بازی کند ولی کم‌کم‌ جنگ‌، یک جنگ‌ نابرابر شد موشک آمد خیال تختش را به همین سادگی پریشان کرددست بر دامن دلِ امنِ چادرِ گل گلی مادر شد پابرهنه دوید توی اتاق، روی یک توپ‌ پای او سُر خوردتوپ مانند مین عمل کرد و خانه غرق پرِ

برچسب: نویسنده: ابوالفضل احمدی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 1:50

صفحه بندی